✍️ محمود بابااوغلیمسأله قومیت و هویت فرهنگی در منطقه خاورمیانه؛ از دیر باز، نقش بس تعیین کننده ای در معادلات سیاسی( چه در حوزه داخلی و در توزیع قدرت و چه در تعیین روابط و مناسبات بین المللی) داشته است. به بیان دیگر؛ کرد، عرب ، ترک و سایر هویت ها، در ابتدای امر؛ خود را متعلق به هویت قومی تعریف کرده اند و تعلق آنان به هویت ملی در گستره جغرافیای سیاسی؛ در درجه دوم اهمیت قرار داشته است. چنین رویکردی؛ هر چند به عنوان یک معلول و در جریان تضاد ها و تعارض های بین اقوام در کشاکش کسب قدرت و تثبیت موقعیت قومی شکل گرفته و قوام یافته است؛ ولی در عین حال؛ عاملی نیز برای تداوم تبعیض ها در توزیع قدرت و ثروت، توسط حاکمیتی بوده است، که سلطه سیاسی قوم خاصی را نمایندگی می کرده است. بر همین اساس می توان گفت؛ که به دلیل بالا بودن «عصبیت قومی» و مساله «تشخّص فرهنگی» در میان کردها؛ آنان همواره به عنوان «حاشیه نشین سیاسی»، از کمترین سهم در حق تعیین سرنوشت، در سطوح بالای مدیریت سیاسی برخوردار بوده اند. چنین شرایطی؛ دهه هاست که آنان را به مخالفان و منتقدان سرسخت دولت های مرکزی کشورهای متبوع خود بدل کرده است. و در این مسیر نیز؛ بارها و بارها مورد سوء استفاده اختلافات میان کشورهای متخاصم قرار گرفته اند. حمایت های شاه از ملا مصطفی بارزانی به عنوان یک اهرم فشار بر علیه دولت عراق و دشمنی های صدام با کردها در جریا
ادامه مطلب
برچسب: استقلال,کردستان,
نویسنده: نگین پورحسین
تاريخ: پنجشنبه
23 آذر
1396 ساعت: 19:11