طرح یک مساله:
یکی از معضلات جامعه روشنفکری ما؛ همگریزی به جای همگرایی ست. این که هر انسانی به لحاظ ذاتی در پی تایید دیگران است، شکی در آن نیست. تمامی هنرها و همت ها برای خلق تصویری قابل تحسین از خویشتن است در صحنه نمایش زندگی. اساساً چنین انگیزه ای؛ موتور محرکه تغییرات اجتماعی در تمامی حوزه های مربوط به آن است. ولی سوای تلاش داوطلبانه افرادی برای رسیدن به مراحلی بالاتر از تصور تحسینی دیگران؛ و تنها با هدف ارضای خواست و رضایت درونی؛ کمتر کسی را یارای همنوایی و روبرو شدن با چالشهایی در حوزه رسوبات ذهنی خویش وجود دارد.
منطق اغلب انسان ها در پشت نقاب اعتقادات جزمی آنان سنگر گرفته است. خیلی از آدم ها تن به مناظره می دهند که حرف خویش را به کرسی بنشانند. تا زمانی که دانسته های ما از غار ایدئولوژیک به دیار نسبی گرایی نقل مکان نکنند؛ هیچ منطق گفتمانی، به تغییر در اندیشه و رفتار ما منجر نخواهد شد.
روزانه هزاران کیلوبایت پست در همین فضای مجازی توسط افراد جابجا می گردد. زیباترین نکته های اخلاقی را افراد به رخ دیگران می کشند. و از حُسن کنکاش و انتقاد چه تحسین ها و از قبح دگماتیسم اعتقادی و فکری، چه ناله ها که نمی کنند!
ولی وقتی با چنین آدرس غلطی وارد یک چالش فکری در قالب یک گفتمان مدنی با طرف مقابل می شوی. بعد از چند دقیقه به یک کوفتمان چندش آور بدل می شود.
بیاییم ببینیم با چنین دوگانگی هویت انسان ایرانی که از یک سو؛ شخصیتی روشنفکرانه و ویترینی از خودش به نمایش می گذارد و از سوی دیگر؛ حتی به کمترین حقی از آزادی دیگران در به چالش کشیدن منیت؛ منطق و اندیشه های خویش قائل نیست؛ چه باید کرد؟
#بابااوغلی_محمود
برچسب:
نویسنده: نگین پورحسین